جریان سفارشمقدماتیDec 05, 2025·12 دقیقه مطالعه

اصول و مبانی داده‌های مشتقه

1.0 مقدمه


درک عوامل محرک قیمت فراتر از خواندن ساده‌ی کندل‌هاست؛ بازارهای کریپتو امروز تحت سلطه‌ی مشتقات، سایر ابزارهای مالی و شرایط مداوماً در حال تغییر نقدشوندگی هستند. برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه، باید جریان زیرین (underlying flow) محرک قیمت را درک کنید، نه فقط نتیجه‌ی نهایی را. خوشبختانه در کریپتو تمامی این داده‌ها در همه‌ی مسیرها رایگان هستند، بنابراین عدم تقارن اطلاعاتی موجود در بازارهای سنتی (TradFi) در اینجا مسئله‌ساز نیست.

در این راهنما، چهار متریک جریان فوق‌العاده مهم را پوشش خواهم داد: اوپن اینترست (OI)، دلتای حجم تراکمی (CVD)، نرخ‌های فاندینگ (Funding Rates) و عمق دفتر سفارشات (Orderbook Depth). این متریک‌ها در کنار هم به شما اجازه می‌دهند میزان اهرم (leverage) موجود در بازار، معامله‌گران تهاجمی، میزان شلوغی هر سمت بازار و حجم نقدشوندگی واقعی پشت پرایس اکشن را مشاهده کنید. برای درک و به کارگیری این مفاهیم نیازی نیست یک معامله‌گر پیشرفته‌ی اوردرفلو (orderflow) باشید.

1.1 مشتقات کریپتو در واقع چه هستند


مشتقات (Derivatives) قراردادهایی هستند که قیمت یک دارایی را بدون نیاز به نگهداری خودِ آن دارایی دنبال می‌کنند. بیشتر معاملات از طریق فیوچرز دائمی (perpetual futures) انجام می‌شود که شباهت زیادی به قراردادهای معمولی دارند اما تاریخ انقضا ندارند. این قراردادها با استفاده از ترکیبی از ارز قیمت‌گذاری (quote currency) قرارداد، قیمت مرجع (mark price) و یک مکانیسم قیمت‌گذاری که از طریق نرخ‌های فاندینگ (funding rates) اعمال می‌شود، همگام با قیمت دارایی پایه باقی می‌مانند.

1.2 دارایی قیمت‌گذاری در برابر دارایی وثیقه


هر قرارداد مشتقات دارای دو سمت است:

  1. دارایی مورد معامله
    • این همان دارایی پایه است، مانند بیت‌کوین (BTC)
  2. دارایی مورد استفاده به عنوان وثیقه
    • این همان دارایی است که برای باز کردن موقعیت واریز می‌کنید
    • اکثر بازارها از USDT یا USDC استفاده می‌کنند زیرا مارجین را باثبات نگه می‌دارد
    • برخی بسترها قراردادهای coin-margined ارائه می‌دهند که وثیقه‌ی آن‌ها خودِ دارایی پایه است

بنابراین یک قرارداد دائمی BTCUSDT به این معناست که:

  • شما در حال معامله‌ی نوسانات قیمت BTC هستید
  • سود و زیان (PnL) با USDT تسویه می‌شود
  • مارجین نیز به صورت USDT نگهداری می‌شود

این موضوع از این رو اهمیت دارد که قرارداد صرفاً بر اساس نحوه حرکت قیمت اسپاتِ دارایی پایه حرکت نمی‌کند، بلکه بر اساس مکانیسم قیمت‌گذاری خاصی که صرافی استفاده می‌کند تغییر می‌یابد.

1.3 قیمت مرجع (Mark Price) و اوراکل‌ها


برای جلوگیری از دستکاری بازار، صرافی‌ها از قیمت اسپات خود برای محاسبه‌ی لیکوییدیشن‌ها استفاده نمی‌کنند؛ در عوض از قیمت مرجع (mark price) بهره می‌برند:

  • قیمت اوراکل خارجی (معمولاً ترکیبی از قیمت اسپات صرافی‌های بزرگ)
  • فاندینگ و پریمیوم قرارداد
  • یک مکانیسم هموارسازی (برای جلوگیری از نوسانات تک‌تیک یا دستکاری)

به همین دلیل است که لیکوییدیشن شما بر اساس قیمت مرجع فعال می‌شود نه قیمت روی نمودار، که این امر باعث حفظ یکپارچگی بین صرافی‌های مختلف می‌گردد.

1.4 دو نوع اصلی


دو نوع اصلی وجود دارد که عمدتاً مورد استفاده قرار می‌گیرند: قراردادهای خطی (Linear Contracts) و قراردادهای معکوس (Inverse Contracts).

قراردادهای خطی (Linear Contracts):

  • وثیقه و تسویه به صورت استیبل‌کوین است
  • PnL ثابت و یکنواخت باقی می‌ماند
  • بخش عمده‌ی حجم معاملات امروز را به خود اختصاص داده‌اند

قراردادهای معکوس (Inverse Contracts):

  • وثیقه بر حسب دارایی پایه است
  • PnL با قیمت خودِ کوین تغییر می‌کند
  • الزامات مارجین پرنوسان‌تری دارند

1.5 مشتقات چه تأثیراتی دارند


این روزها اکثر حجم معامله‌شده در بازار مربوط به مشتقات است، به این معنی که مکانیک آن‌ها روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این یعنی قیمت واکنش بیشتری نشان می‌دهد به:

  • ورود یا خروج اهرم از بازار (Open Interest)
  • سفارشات مارکت تهاجمی (CVD)
  • پوزیشن‌های بیش از حد شلوغ (Funding)
  • نقدشوندگی ضخیم یا نازک (Depth)

خب، مباحث خسته‌کننده کافی است، بیایید وارد بخش‌های جذاب شویم.

2.0 اوپن اینترست (Open Interest)


اوپن اینترست (OI) تعداد کل قراردادهای باز مشتقات را اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص نشان می‌دهد چه مقدار اهرم (leverage) در هر لحظه در بازار فعال است. اگر OI در حال افزایش باشد، پوزیشن‌های جدیدی در حال باز شدن هستند. اگر OI در حال کاهش باشد، پوزیشن‌ها در حال بسته شدن یا لیکویید شدن اجباری هستند.

نکته اینجاست: OI به شما نمی‌گوید که آیا این پوزیشن‌ها لاینگ هستند یا شورت، زیرا هر پوزیشن لانگ باید با یک پوزیشن شورت متناظر شود. آنچه OI واقعاً نشان می‌دهد میزان درگیری (exposure) در بازار است. exposure بیشتر به معنای انرژی پتانسیل بیشتر پشت یک حرکت است، و exposure کمتر یعنی بازار در حال تسویه و باثبات‌تر شدن است.

2.1 اوپن اینترست (OI) چگونه تغییر می‌کند


تنها سه حالت برای تغییرات OI وجود دارد:

  • هر دو سمت پوزیشن‌های جدید باز می‌کنند
    • OI افزایش می‌یابد. اهرم بیشتری وارد بازار می‌شود.
  • هر دو سمت پوزیشن‌ها را می‌بندند
    • OI کاهش می‌یابد. اهرم در حال خروج است.
  • یک سمت پوزیشن باز می‌کند در حالی که سمت دیگر می‌بندد
    • OI ثابت می‌ماند. Exposure بین مشارکتی‌کنندگان جابه‌جا می‌شود.

به همین دلیل است که OI بهتر است همراه با قیمت بررسی شود، زیرا شما می‌خواهید ببینید OI چگونه نسبت به تغییرات قیمت تغییر می‌کند، نه اینکه فقط عدد نهایی آن را نگاه کنید.

2.2 خواندن OI همراه با قیمت


رابطه بین OI و قیمت به شما زمینه‌ای (context) می‌دهد که آیا یک حرکت قوی است یا ضعیف.

  • افزایش قیمت + افزایش OI
    • ورود exposure جدید لانگ؛ روند معمولاً قوی است
  • افزایش قیمت + کاهش OI
    • عمدتاً پوشش پوزیشن‌های شورت (short covering)؛ حرکت ضعیف‌تر از ظاهر آن است
  • کاهش قیمت + افزایش OI
    • ورود شورتهای جدید؛ روند نزولی معمولاً قوی است
  • کاهش قیمت + کاهش OI
    • بستن لانگ‌ها یا لیکویید شدن آن‌ها. فروش اجباری یا هیجانی.

این الگوها در کریپتو بیش از بازارهای سنتی کاربرد دارند زیرا اهرم بالاست و سریع واکنش نشان می‌دهد.

2.3 دلتای OI


دلتای OI نرخ تغییرات کندل به کندل را در اوپن اینترست نشان می‌دهد، نه فقط عدد مطلق آن را. این شاخص به شما می‌گوید اهرم با چه شدت و تهاجمی وارد بازار یا از آن خارج می‌شود.

  • دلتای صعودی OI نشان می‌دهد که اهرم با سرعت بالا در حال ورود است.
  • دلتای نزولی OI نشان می‌دهد که اهرم به سرعت در حال خروج و تسویه است.

بنابراین، این شاخص برای شناسایی موارد زیر مفید است:

  • ورودهای هیجانی از سوی معامله‌گرانی که به دنبال تعقیب حرکت هستند
  • بستن ناگهانی پوزیشن‌ها قبل از بازگشت قیمت (reversal)
  • رویدادهای بزرگ لیکوییدیشن
  • انباشت‌های کند و مداوم که معمولاً پیش از شکست‌ها (breakouts) رخ می‌دهند

2.4 چرا OI اهمیت دارد


شاخص OI یکی از شفاف‌ترین متریک‌های پیشرو (leading metrics) در کریپتو است، زیرا مشتقات بر حجم معاملات تسلط دارند و حرکات بزرگ همیشه با یکی از موارد زیر همراه هستند:

  • افزایش شدید در OI (اهرم جدید که قیمت را فشار می‌دهد)
  • کاهش شدید در OI (لیکوییدیشن‌ها یا خروج انبوه از پوزیشن‌ها)

محیط‌های با OI پایین تمایل به نوسانات رنج (chop) دارند، و محیط‌های با OI بالا روند می‌سازند یا به خروج‌های مکانیکی و شدید منجر می‌شوند.

3.0 دلتای حجم تراکمی (CVD)


دلتای حجم تراکمی (CVD) با مقایسه‌ی خریدهای مارکتِ انجام‌شده در برابر فروش‌های مارکتِ انجام‌شده، میزان تهاجم خالص در بازار را دنبال می‌کند. این شاخص مابه‌التفاوت را در طول زمان جمع می‌زند و اندازه‌گیری مستمری از این ارائه می‌دهد که چه کسی با شدت بیشتری به بازار ضربه می‌زند.

اگر CVD در حال صعود باشد، خریداران تهاجمی مسلط هستند. اگر CVD در حال سقوط باشد، فروشندگان تهاجمی مسلط هستند.

نکته: CVD سفارشات لیمیت (limit orders) را دنبال نمی‌کند؛ این شاخص فقط سمت معامله‌گرانی را اندازه‌گیری می‌کند که اسپرد (spread) را پر می‌کنند (مارکت اردر می‌زنند).

3.1 دلتای حجم تراکمی فیوچرز دائمی در برابر اسپات


دو بازار مجزا با شرکت‌کنندگان بسیار متفاوت وجود دارد:

  1. CVD پرپ (Perp CVD)
    • میزان تهاجم معامله‌گران دارای اهرم را نشان می‌دهد
    • این معامله‌گران معمولاً کوتاه‌مدت و واکنشی هستند و اغلب به دام می‌افتند
  2. CVD اسپات (Spot CVD)
    • تقاضا در بازار اسپات (خریداران بدون اهرم) را نشان می‌دهد
    • این معمولاً تقاضای «واقعی‌تر» است زیرا خریداران اسپات با فاندینگ یا لیکوییدیشن مجبور به خروج نمی‌شوند

به همین دلیل، CVD اسپات برای تایید روند قابل اعتمادتر است، در حالی که CVD پرپ برای شناسایی سنتیمنت (احساسات) یا جریان‌های اجباری مفیدتر است.

3.2 چرا CVD اسپات و پرپ از هم واگرا می‌شوند


اسپات و پرپ اغلب به دلیل داشتن مشوق‌های متفاوت، رفتار متفاوتی نشان می‌دهند.

  • خریداران اسپات قصد دارند بدون اهرم اقدام به انباشت (accumulation) یا توزیع (distribution) کنند
  • معامله‌گران پرپ معمولاً با اهرم در حال گمانه‌زنی، هج کردن یا اسکالپ هستند
  • معامله‌گران پرپ می‌توانند مجبور به خروج از پوزیشن شوند؛ معامله‌گران اسپات خیر.

این بدین معناست که:

  • افزایش CVD اسپات + ثبات CVD پرپ -> ورود تقاضای واقعی
  • ثبات CVD اسپات + افزایش CVD پرپ -> عمدتاً تعقیب قیمت توسط اهرم
  • کاهش CVD اسپات + افزایش CVD پرپ -> خرید پرپ‌ها در برابر فروش پسیو اسپات
  • افزایش CVD اسپات + کاهش CVD پرپ -> انباشت قوی با وجود فشار فروش در پرپ‌ها

3.3 خواندن قیمت همراه با CVD


برخی سناریوهای کلیدی:

  1. افزایش قیمت + افزایش CVD
    • خریداران تهاجمی در کنترل هستند. حرکت سالم.
  2. افزایش قیمت + ثبات یا کاهش CVD
    • حرکت ضعیف. خریدها پسیو هستند یا فروشندگان به شدت در حال جذب (absorption) می‌باشند.
  3. کاهش قیمت + کاهش CVD
    • فروشندگان تهاجمی مسلط هستند. حرکت روندی.
  4. کاهش قیمت + ثبات یا افزایش CVD
    • جذب یا تخلیه فروشندگان (exhaustion). اغلب قبل از شورت اسکوییز رخ می‌دهد.

3.4 تقدم و تأخر اسپات در برابر پرپ


غالباً بازار به این شکل رفتار می‌کند:

  • CVD اسپات پیش‌زمینه و رهبر چرخش‌های کندِ روند است
  • CVD پرپ رهبر اسپایک‌ها و اسکوییزهای کوتاه‌مدت است

بنابراین اسپات انباشت یا توزیع پایدار را نشان می‌دهد. پرپ‌ها جریان‌های احساسی، بیش از حد اهرمی‌شده یا به دام افتاده را نشان می‌دهند. وقتی اسپات رهبری بازار را در دست دارد، حرکت معمولاً پایدار است، اما وقتی پرپ‌ها رهبر می‌شوند حرکت معمولاً شکننده است.

3.5 واگرایی‌های CVD


واگرایی‌ها زمانی رخ می‌دهند که قیمت در یک جهت حرکت می‌کند و CVD در جهت دیگر. چند مثال:

  • قیمت بالاتر، CVD پایین‌تر
    • خریداران در حال جذب شدن هستند. کاهش قدرت در حرکت.
  • قیمت پایین‌تر، CVD بالاتر
    • فروشندگان در حال جذب شدن هستند. احتمال بازگشت قیمت.
  • واگرایی CVD اسپات و پرپ
    • اساساً نشان‌دهنده‌ی کشمکش بین تقاضای واقعی و جریان دارای اهرم است.

3.6 آنچه CVD نمی‌تواند به شما بگوید


هرچقدر هم که CVD ابزار قدرتمندی باشد، تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. CVD سفارشات آیس‌برگ (iceberg orders) یا بازیگران بزرگ لیمیت را لحاظ نمی‌کند. این شاخص شامل معاملات خارج از صرافی (OTC) نمی‌شود، یعنی همان روشی که شرکت‌های بزرگ برای کاهش یا حذف تأثیرات سنگین بر بازار استفاده می‌کنند. در نهایت، این شاخص به شما نمی‌گوید که آیا خریداران در حال باز کردن لانگ هستند یا بستن شورت.

4.0 نرخ‌های فاندینگ (Funding Rates)


نرخ تمویل یا فاندینگ (Funding) پرداخت دوره‌ای است که بین معامله‌گران پوزیشن‌های خرید (long) و فروش (short) در قراردادهای آتی دائمی (perps) مبادله می‌شود. هدف آن هم‌راستا نگه داشتن قیمت قرارداد دائمی با قیمت نقد (spot) پایه است. اگر قیمت قرارداد دائمی بالاتر از قیمت نقد معامله شود، خریداران به فروشندگان فاندینگ می‌دهند. اگر قیمت قرارداد دائمی پایین‌تر از قیمت نقد باشد، فروشندگان به خریداران فاندینگ می‌دهند. فاندینگ به خودی خود بازار را تحرک نمی‌دهد. آنچه اهمیت دارد این است که چه کسی پرداخت می‌کند، چقدر می‌پردازد و آیا می‌تواند آن را ادامه دهد یا خیر.

4.1 چرا فاندینگ وجود دارد


آتی‌های دائمی تاریخ انقضا ندارند، بنابراین به مکانیزمی نیاز دارند تا نزدیک به قیمت نقد باقی بمانند. فاندینگ این کار را با اعمال فشار مالی بر طرفی انجام می‌دهد که قرارداد را از تعادل خارج می‌کند.

  • قرارداد دائمی بالاتر از نقد -> خریداران به فروشندگان فاندینگ می‌دهند -> انگیزه برای بستن پوزیشن‌های خرید
  • قرارداد دائمی پایین‌تر از نقد -> فروشندگان به خریداران فاندینگ می‌دهند -> انگیزه برای بستن پوزیشن‌های فروش در اکثر صرافی‌ها این فرایند هر 8 ساعت تکرار می‌شود که برای مهار و تثبیت قیمت قرارداد کافی است.

4.2 مفهوم فاندینگ مثبت و منفی


فاندینگ مثبت (Positive Funding)

  • خریداران به فروشندگان فاندینگ می‌دهند
  • قیمت قرارداد دائمی بالاتر از قیمت نقد معامله می‌شود
  • بازار دارای تمایل به صعود (long biased) یا شلوغ است
  • سمت خریداران (bid) تهاجمی‌تر است

فاندینگ منفی (Negative Funding)

  • فروشندگان به خریداران فاندینگ می‌دهند
  • قیمت قرارداد دائمی پایین‌تر از قیمت نقد معامله می‌شود
  • بازار دارای تمایل به نزول (short biased) است
  • فروشندگان تهاجمی‌تر هستند

نرخ فاندینگ به معنی بیشتر بودن تعداد خریداران نسبت به فروشندگان نیست. به ازای هر خریدار، همواره یک فروشنده وجود دارد. فاندینگ میزان تهاجم و عدم تعادل را می‌سنجد، نه جهت را.

4.3 فاندینگ همراه با زمینه قیمتی


فاندینگ مانند اکثر معیارهای دیگر، تنها زمانی معنادار می‌شود که با قیمت ترکیب شود.

  • افزایش قیمت + افزایش فاندینگ
    • غلبه خریداران؛ معمولاً ادامه روند است مگر اینکه شلوغی و ازدحام شدید (extreme crowding) شکل بگیرد.
  • افزایش قیمت + کاهش فاندینگ
    • پوشش پوزیشن‌های فروش (shorts covering) و حرکت معمولاً ضعیف است.
  • کاهش قیمت + کاهش فاندینگ
    • فروشندگان در کنترل هستند.
  • کاهش قیمت + افزایش فاندینگ
    • خریداران به تله افتاده‌اند، این حالت غالباً منجر به خروج اجباری یا کندل‌های لیکوییدیشن (liquidation wicks) می‌شود.

4.4 فاندینگ در سطوح افراطی (Extreme Funding)


فاندینگ خیلی بالا یا خیلی پایین به طور خودکار باعث برگشت قیمت نمی‌شود؛ چند فاکتور وجود دارد که واقعاً اهمیت دارند:

  • تداوم و مدت‌زمان فاندینگ افراطی
  • آیا OI در حال افزایش است یا کاهش
  • آیا بازار نقد (spot) از جریان قرارداد دائمی حمایت می‌کند یا آن را رد می‌کند

اگر فاندینگ افراطی باشد اما OI ثابت یا در حال کاهش باشد، معمولاً اهمیت زیادی ندارد. اما اگر فاندینگ افراطی بوده و OI در حال افزایش باشد، بازار به شدت در حال سنگین کردن یک سمت است که این امر ریسک نامتقارنی ایجاد می‌کند.

4.5 استفاده پیش‌بینی‌کننده از فاندینگ


فاندینگ جهت‌نما نیست، صرفاً دیدگاهی از فشار پوزیشن‌گیری به شما می‌دهد. بهترین کاربرد آن شناسایی موقعیت‌هایی در بازار است مانند:

  • پوزیشن‌های خرید (یا فروش) شلوغ که امکان فشردگی و لیکویید شدن (squeeze) آنها وجود دارد
  • شرایط نقدینگی کم که در آن پوزیشن‌گیری یک‌طرفه ناپایدار می‌شود
  • دوره‌هایی که جریان قرارداد دائمی از جریان بازار نقد جدا می‌شود

4.6 زمینه بازار نقد در برابر قرارداد دائمی (Spot vs Perp)


فاندینگ فقط برای قراردادهای دائمی اعمال می‌شود. معامله‌گران بازار نقد هیچ چیزی پرداخت یا دریافت نمی‌کنند. اگر بازار نقد روندی قوی داشته باشد در حالی که قراردادهای دائمی فاندینگ افراطی در جهت مخالف نشان دهند، معمولاً سمت قرارداد دائمی بازنده است. به عنوان مثال اگر خرید در بازار نقد همراه با فاندینگ منفی داشته باشیم، معامله‌گران فروش (short) به تله افتاده‌اند. همین امر برای سمت مقابل صادق است؛ اگر فروش در بازار نقد همراه با فاندینگ مثبت باشد، معامله‌گران خرید (long) به تله افتاده‌اند.

5.0 عمق دفتر سفارشات (Orderbook Depth)


عمق دفتر سفارشات مقدار سفارشات لیمیت فعال (resting limit orders) را که در هر دو سمت دفتر (bid و ask) نشسته اند، نشان می‌دهد. بر خلاف CVD که میزان تهاجم را نشان می‌دهد، عمق بازار نقدینگی غیرفعال (passive liquidity) منتظر برای اجرا را نمایش می‌دهد؛ در واقع به شما می‌گوید قیمت در محیط کنونی چقدر پایدار یا شکننده است.

  • یک دفتر سفارشات ضخیم (thick book) حرکت قیمت را کند می‌کند
  • یک دفتر سفارشات نازک (thin book) به آن شتاب می‌دهد

در Kiyotaka عمق بازار تا 10% از قیمت فعلی نمایش داده می‌شود، به این معنی که تمام نقدینگی مرئی را که در محدوده +/-10% چیده شده است می‌بینید.

5.1 عمق بازار واقعاً چه چیزی به شما می‌گوید


عمق بازار درباره نقدینگی است، نه جهت. به سوالاتی از این قبیل پاسخ می‌دهد:

  • جابه‌جا کردن قیمت چقدر آسان است؟
  • سفارشات غیرفعال بزرگ در کجا قرار دارند؟
  • آیا نقدینگی قبل از یک رویداد خبری در حال خشک شدن است؟
  • آیا یک سمت سنگین‌تر از سمت دیگر چیده شده است؟

وقتی معامله‌گران از "پایداری" یا "دفترهای نازک" صحبت می‌کنند، در واقع درباره شرایط عمق بازار صحبت می‌کنند.

5.2 دو حالت اصلی نمایش: Bid/ Ask و Delta


  1. Bid & Ask این حالت نقدینگی مطلق را در هر سمت دفتر سفارشات نشان می‌دهد.
  • سمت Bid خریداران منتظر در زیر قیمت را نشان می‌دهد
  • سمت Ask فروشندگان منتظر در بالای قیمت را نشان می‌دهد

این حالت برای شناسایی موارد زیر بهترین است:

  • دیوارهای بزرگ (Large walls)
  • محل تمرکز نقدینگی
  • عدم تعادل بین دو سمت
  • نواحی که ممکن است حرکت قیمت را کند یا سریع کنند

این ساده‌ترین و مستقیم‌ترین نمای بازار است.

  1. Delta دلتا در عمق دفتر سفارشات، تفاوت بین نقدینگی bid و نقدینگی ask را در هر سطح نشان می‌دهد.
  • Delta > 0 = سمت bid سنگین‌تر است
  • Delta < 0 = سمت ask سنگین‌تر است

این نمایه بیشتر برای دیدن موارد زیر است:

  • مناطق فشار (Pressure zones)
  • انحرافات نقدینگی (Liquidity skews)
  • جایی که یک سمت در عمق x% به روشنی غلبه دارد
  • آیا دفتر سفارشات به سمت حمایت متمایل است یا مقاومت

این حالت اطلاعات زیادی را در یک طیف رنگی واحد فشرده می‌کند و باعث می‌شود تمایل نقدینگی با یک نگاه آسان‌تر تشخیص داده شود.

5.3 خواندن شرایط عمق بازار


5.3.1 دفتر سفارشات ضخیم (Thick Book)

  • هر دو سمت دارای نقدینگی بالایی هستند
  • حرکات قیمت نیازمند تهاجم واقعی است
  • نوسانات فشرده می‌شود

5.3.2 دفتر سفارشات نازک (Thin Book)

  • نقدینگی در هر دو سمت کم است
  • سفارشات مارکت کوچک‌تر، قیمت را بیشتر جابه‌جا می‌کنند
  • نوسانات راحت‌تر گسترش می‌یابند، به ویژه در طول رویدادهای خبری یا محرک‌های نوسان بالا

5.3.3 دفتر سفارشات با سمت Bid سنگین (Bid-Heavy Book)

  • نقدینگی در زیر قیمت بیشتر از بالای آن است
  • مانند یک ضربه‌گیر در حرکات نزولی عمل می‌کند
  • به شناسایی نواحی جذب (absorption) یا انباشت (accumulation) کمک می‌کند

5.3.4 دفتر سفارشات با سمت Ask سنگین (Ask-Heavy Book)

  • نقدینگی در بالای قیمت بیشتر است
  • مانند اصطکاک در طول حرکات صعودی عمل می‌کند
  • اغلب با توزیع (distribution) هم‌راستا است

5.4 دیوارها و خوشه‌های نقدینگی (Walls and Liquidity Clusters)


  • سفارشات بزرگ می‌توانند "دیوار" ایجاد کنند
  • آنها می‌توانند به عنوان موارد زیر عمل کنند:
    • آهنربا (قیمت به سمت آنها کشیده می‌شود)
    • مانع (قیمت هنگام رسیدن به آنها متوقف می‌شود)
    • نقدینگی جعلی (اسپوف‌هایی که با نزدیک شدن قیمت ناپدید می‌شوند)
  • شما هرگز فرض نمی‌کنید که یک دیوار واقعی است مگر اینکه قیمت نزدیک آن معامله شود. در ارزهای دیجیتال، اسپوفینگ (spoofing) زیادی وجود دارد که به طور خلاصه ثبت سفارشات بزرگی است به قصد حذف آنها با نزدیک شدن قیمت، تا سایر فعالان بازار را در مورد عرضه و تقاضای واقعی به گمراهی بیندازند.

5.5 تعامل عمق بازار با سایر معیارها


  • عمق + CVD
    • نشان می‌دهد آیا سفارشات تهاجمی در حال جذب شدن هستند یا در حال شکافتن نقدینگی.
  • عمق + OI
    • دفترهای نازک در طول افزایش OI می‌توانند شرایط را برای تخلیه مکانیکی پوزیشن‌ها فراهم کنند، یعنی اسکوئیزها و رویدادهای بزرگ لیکوییدیشن.
  • عمق + فاندینگ
    • اگر یک سمت در حال پرداخت فاندینگ سنگین به داخل یک دفتر سفارشات نازک باشد، حرکت می‌تواند به سرعت تخلیه و معکوس شود.

6.0 نتیجه‌گیری


این بخش اصلی موضوع بود؛ تمام این معیارها درک عمیق‌تری از نحوه پوزیشن‌گیری بازار به شما می‌دهند، اما این تمام تصویر نیست. فاکتورهای مهم دیگری مانند لیکوییدیشن‌ها، بیسیس (basis)، حجم و غیره وجود دارند. هیچ‌کدام از آنها به تنهایی سیگنال نیستند، حتی زمانی که ترکیب می‌شوند صرفاً زمینه (context) را فراهم می‌کنند. تنها راه برای تبدیل این دیدگاه به یک برتری معامله‌گری (edge)، یک سیستم بک‌تست‌شده و دارای ساختار مناسب است تا ارزش متوقع (expected value) پشت تصمیمات خود را واقعاً بدانید.