مجموعه جریان سفارشات و فوتپریانت #۱
شنیدم میخواهی اوردرفلو (Order flow) یاد بگیری، رفیق. عالیست، اوردرفلو آلفای (Alpha) زیادی در خود دارد؛ بهویژه وقتی با مارکت پروفایل (Market Profile) ترکیب شود. با این حال، باید قدم به خارج از منطقه امن خود بگذاری. بیرون از آنجا سرد و تاریک است. مسیر رسیدن به آلفای جذاب و استوایی پر از مخاطره است. فکر میکنم بهترین نقطه برای شروع، ابزارها هستند. نگران نباش، من یک جعبهابزار کامل برایت آماده کردهام.
۱. ابزارها
اوردرفلو — همانطور که حدس زدی — بر پایه سفارشها (ORDERS) است. کل بازار فقط سفارش است و همین مسئله نقدینگی را تأمین میکند. تو به ابزارهایی نیاز داری تا بفهمی چه اتفاقی در جریان سفارشها میافتد. پس بیا نگاهی به این چیزهای چشمنواز روی صفحه بیندازیم.
من از رنگ قرمز و سبز روی چارت استفاده نمیکنم چون:
الف) باعث میشوند نورونهای مغز بیدلیل فعال شوند (چراغهای راهنمایی و رانندگی ما را اینطور شرطی کردهاند)، بنابراین از رنگهای خنثی مثل بنفش، آبی، مشکی، سفید و خاکستری استفاده میکنم.
دوم) قرمز و سبز هنگام معامله همزمان فوتپریانت (Footprint) و دفتر سفارشات (Order book) بسیار گیجکننده میشوند؛ به دلایلی که در چند پاراگراف بعدی متوجه خواهی شد. پیشنهاد میکنم از پالت رنگی خودت استفاده کنی، اما در نهایت تصمیم با خودت است.
۳) این رنگها همیشه در اندیکاتورهای مختلف یکسان و هماهنگ نیستند — ببین با شمارهگذاری این لیست چه کردم، حس من هم دقیقاً همینطور است. رنگهای ترمینال البته مشکلی ندارند، فقط روی چارت رنگهای دیگر را ترجیح میدهم.
دفتر سفارشات (Order book).
دفتر سفارشات همان «لیست» تمام سفارشهای لیمیت (limit orders) ثبتشده است. چه تعریف شگفتانگیزی!
خط وسط جایی است که معامله انجام میشود؛ یعنی آخرین قیمت (last price). آن فلش بزرگ به تو میگوید که آخرین پیپ (pip) بالاتر از قیمت فعلی بوده یا پایینتر. اگر قرمز باشد، بالاتر بوده و برعکس برای سبز.
نیمه پایینی سفارشهای خرید (buy) و نیمه بالایی سفارشهای فروش (sell) هستند.
با حرکت از مرکز، اولین خط از سمت سبز بالاترین قیمت پیشنهادی خرید (highest bid) و اولین خط از سمت قرمز پایینترین قیمت پیشنهادی فروش (lowest ask) است. اگر یک سفارش خرید مارکت (market buy) ثبت کنی، از ask خرید میکنی و اگر سفارش فروش مارکت (market sell) ثبت کنی، به bidها میفروشی.
ستون سمت چپ، ارزش کل سفارشهای انباشتهشده است (در این حالت واحد BTC است، اما میتوانی دلار را هم انتخاب کنی). این یعنی هر سطح، مجموع سطح فعلی با سطح قبلی است.
ستون داخل بخش رنگی، ارزش سفارشها در هر سطح قیمت (گروهبندیشده بر اساس tick size) است. عرض نوار رنگی یک تجسم دیداری است؛ یک دیواره خرید/فروش (buy/sell wall) در آنجا کاملاً بیرون میزند. به این نوع ابزار عمق بازار یا Depth Of Market (DOM) میگوییم. به دریا فکر کن. میتوانی ببینی آب (نقدینگی) چقدر عمیق است.
راستترین ستون، سطوح قیمتی است (گروهبندیشده بر اساس tick size). در این حالت، tick size برابر ۲۵۰ (دلار) است.
خوب گوش کن: وقتی قیمت به سمت بالا حرکت میکند، bidهای جدیدی زیر آخرین قیمت شکل میگیرند. برعکس، وقتی قیمت به سمت پایین حرکت میکند، askهای جدیدی بالای آخرین قیمت شکل میگیرند. (تقریباً) همیشه نقدینگی برای پر کردن حرکت قیمت وجود دارد.
لطفاً این موضوع را ملکه ذهن خودت کن، برای ابزار بعدی به آن نیاز خواهی داشت.
صدا را در تنظیمات روشن کن و سعی کن به صدای ثبت سفارشات دفتر سفارش گوش دهی. چرا این تمرین مفیدی است؟ چون ما در مقابل صفحه نمایش معامله میکنیم و دیگر در تالار معامله (trading floor) نیستیم. حجم سفارش را برای حساسیت بیشتر تنظیم کن. سعی کن از حواس بیشتری برای خواندن جریان سفارشات استفاده کنی، تا زمانی که فقط از چشمهایت استفاده میکنی، بدانی چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اینها همان BID و ASKهایی هستند که رد و بدل میشوند.
تالار معامله به سبک قدیمی!
فوتپوینت (Footprint).
آه، مطمئنم منتظر این بودی.
اجازه بده با این جمله شروع کنم که واقعاً میخواستم توضیح را بسیار ساده کنم و فکر کنم راهش را پیدا کردهام.
سمت راست بسیار چاق، خوب است، قیمت اوج میگیرد.
سمت چپ بسیار چاق، خوب نیست، قیمت اوج نمیگیرد.
هر دو طرف چاق، قیمت متعادل است.
زیر فوتپریانت، آمار آن کندل و دلتا (delta) را داری. دلتای مثبت یعنی خریدهای زیاد. منفی یعنی فروشهای زیاد. اوکی؟ عالیست.
اوه، و تو آن را به صورت قطری میخوانی، رفیق. این یک آینه نیست. ما در آن اینفوگرافیک خیرهکننده بالا خواندیم که فاصلههای کوچک مشکی در کندلهای فوتپریانت همان سطوح قیمت هستند. بنابراین bidهای پرشده در سمت چپ زیر فاصله، و askهای پرشده در سمت راست بالای فاصله قرار دارند.
حال، در یک فوتپریانت، تو یک نقطه کنترل یا Point of Control (کادر سفید)، یک ناحیه ارزشی یا Value Area، و سقف/کف ناحیه ارزشی (Value Area High/Low) داری. آنها دقیقاً مانند مارکت پروفایل عمل میکنند، اما در اینجا صرفاً بر اساس حجم (volume) هستند.
پیام عمومی: من مفاهیمی را که قبلاً در مجموعه مارکت پروفایل تحلیل کردهام دوباره توضیح نخواهم داد، پس اگر آنها را نخواندهای برگرد و بخوان. این مطالب همین الان هم وقت زیادی از من میگیرد.
در نهایت، عدم تعادلها (imbalances) را داری. عدم تعادل، تفاوت بین bidها و askهای پرشده برای یک قیمت مشخص است. تنظیمات پیشفرض نسبت ۱۰:۱ است. عدم تعادلها به نفع خرید با رنگ سبز و برای فروش با رنگ قرمز مشخص میشوند.
نقشه حرارتی (Heatmap).
میتوانی ببینی سفارشها دقیقاً در کجا روی چارت قرار گرفتهاند. هرچه رنگ گرمتر باشد (از مشکی تا سفید)، بلوک سفارش بزرگتری در یک سطح مشخص قرار دارد.
دفتر سفارشات را به یاد داری؟ در واقع همان چیز است، فقط روی چارت بصریسازی شده است. بنابراین سفارشهای بالای خط قیمت، سفارشهای لیمیت فروش (limit sell) هستند و سفارشهای پایین، لیمیت خرید (limit buy). حالا درک آن آسان است، درست است؟
و اگر موس را روی یک خانه ببری، میتوانی سفارشهای موجود در آن خانه، و همچنین چند خانه بالاتر و پایینتر، و سفارشهای زمان کندل قبلی را ببینی.
چرا این موضوع مهم است؟ میتوانی ببینی آیا کسی سفارشی ثبت کرده و سپس آن را حذف کرده است یا خیر. ما به این کار اسپوفینگ (spoofing یا سفارش جعلی) میگوییم. با مرور زمان متوجه خواهی شد که اکثر دیوارهای فروش و خرید وقتی قیمت به آنها میرسد ناپدید میشوند، و حتی میتوانی برخی بازیگران را از روی حجم سفارش بشناسی، چون این رباتهای لعنتی هر بار از همان حجم استفاده میکنند.
به عنوان مثال، یک معاملهگر با حجم ۸۲ لوت همیشه این بازی را در بخش اسپات بایننس انجام میدهد. او میداند که من الان این را میدانم.
۲. محدودیتها
سفارشهای مخفی (Hidden orders): همانطور که گفتم، فقط سفارشهای لیمیت ثبتشده در دفتر سفارشات قابل مشاهده هستند. سفارشهای مارکت (Market orders) یک غافلگیری هستند. اسپوفینگ (Spoofing): هیچ راهی وجود ندارد که مطمئن شویم چه چیزی اسپوفینگ است و چه چیزی نیست؛ تجربه کمی کمک میکند، اما نمیتوانی ۱۰۰٪ روی آن حساب کنی.
۳. تمرین
لطفاً قبل از مقاله بعدی سعی کن با این ابزارها تمرین کنی. آنها را روی چارت خود فعال کن و شروع به مشاهده آنچه اتفاق میافتد کن.
سعی کن به سوالات زیر پاسخ دهی:
الف) وقتی قیمت بالا میرود، روی فوتپریانت چه اتفاقی میافتد؟
ب) وقتی قیمت پایین میآید، روی فوتپریانت چه اتفاقی میافتد؟
ج) در صورت بالا/پایین رفتن قیمت چه اتفاقی برای دلتا (delta) میافتد، و آیا متوجه اتفاقی برای دلتا در طول چرخشهای قیمت (reversals) میشوی؟
د) چه مفهومی میتوانی به عدم تعادلها (imbalances) بدهی؟
هـ) آیا تشابهی بین مارکت پروفایل (Market Profile) و فوتپریانت (Footprint) متوجه میشوی؟
۴. جعبهابزار
ما با گذشت زمان جعبهابزار را خواهیم ساخت و با هر مقاله، چند ابزار و نحوه پیادهسازی آنها در استراتژیهایمان را توضیح خواهم داد. تو میتوانی انتخاب کنی کدامیک را در جعبهابزار خود میخواهی. یادت باشد، از این محتوا همراه با آنچه از مقالات قبلی میدانی استفاده کن. تا اینجا، دفتر سفارشات، فوتپریانت و نقشه حرارتی را داریم. در مقاله بعدی، ترمینال (دفترچه راهنمای کاربر را بخوان، رفیق. طولانی است، اما ارزشش را دارد) و چند اندیکاتور، و همچنین کاربرد آنها را برای معامله در این تیمارستان تحلیل میکنیم. تا دفعه بعد.