مجموعه مارکت پروفایل #۱
یکی از ابزارهایی که بیشترین برتری (edge) را به من و بسیاری دیگر داده، در واقع همان مارکت پروفایل (Market Profile) است. برای اینکه مطمئن شوم همه در یک سطح از درک قرار داریم، آموزش پایهای و سادهای برای نحوه خواندن مارکت پروفایل ارائه میدهم تا بتوانید قبل از ورود به مباحث پیچیدهتر، تمرین کرده و با آن راحت شوید.
۱. توزیع نرمال (The normal distribution)
یک نمودار منحنی زنگولهای.
توزیع نرمال یک منحنی زنگولهای شکل است که نحوه پراکندگی دادهها را نشان میدهد؛ بهطوری که بیشتر مقادیر حول میانگین (قله) تجمع یافته و به صورت متقارن در دو طرف به سمت دمها (tails) کاهش مییابند. در معاملهگری با مارکت پروفایل، این مفهوم به ما کمک میکند تا نحوه توزیع قیمتها در طول یک جلسه معاملاتی (session) را درک کنیم و مناطق تعادل (جایی که بیشترین معاملات انجام میشود) را در برابر عدم تعادل (نقاط حد نهایی) مشخص سازیم. این تجسمسازی، تشخیص نواحی ارزش منصفانه (fair value) و نقاط شکست (breakout) محتمل را آسانتر میکند. انحراف معیار مقیاسی است برای سنجش میزان انحراف دادهها از میانگین—تقریباً ۶۸٪ دادهها در محدوده یک انحراف معیار در هر طرف قرار میگیرند که مستقیماً با مفاهیمی مانند ناحیه ارزش (value area) که بعداً پوشش میدهیم در ارتباط است.
۲. ردپای فرصت قیمت-زمان یا TPO (Time-price opportunity footprint)
در نمودارهای TPO، هر TPO (مثلاً یک حرف مانند A، B، C) نشاندهنده یک واحد زمانی (مانند ۳۰ دقیقه) است که بازار در یک سطح قیمتی مشخص در آن معامله شده است.
اگر تصویر را بچرخانید، میتوانید شباهت آن را به منحنی زنگولهای ببینید.
اشاره به آن به عنوان «ردپا» (footprint) کلید درک نحوه عملکرد آن است.
در دوره A (۳۰ دقیقه اول معامله)، قیمت از 110,900 به 110,700 رسید، در دوره B (از دقیقه ۳۰ تا ۶۰)، قیمت قبل از بازگشت به قیمت بازگشایی 110,900، از 110,600 به 110,500 حرکت کرد و به همین ترتیب. شما ردپای مسنیر طی شده توسط قیمت را دنبال میکنید.

۳. محور X و Y، و پروفایل
داوطلبانه باید ابتدا نحوه کار نمودارهای کندلاستیک را به یاد آوریم و سپس برای یک لحظه آنها را فراموش کنیم.
به طور کلی، محورهای X و Y در یک نمودار به ترتیب با زمان و قیمت مطابقت دارند.
در TPO، اوضاع کمی متفاوت است. در حالی که محور Y همچنان به قیمت اشاره دارد، به زمان نیز اشاره میکند. هر پروفایل TPO نشاندهنده یک جلسه معاملاتی است؛ چه یک روز باشد، چه یک جلسه بازار یا یک ساعت. نشانگرهای بازگشایی (Open) و بسته شدن (Close) نیز روی محور Y یافت میشوند.
نقاط بازگشایی و بسته شدن به ترتیب با رنگهای سبز و نارنجی مشخص شدهاند.
توجه کنید که چگونه سطوح مرکزی این محدوده دارای ردپای بیشتری هستند، که نشاندهنده معامله بیشتر قیمت در آن نقاط خاص است.
محور X نشاندهنده فراوانی معاملات در یک قیمت مشخص در یک بازه زمانی معین است.
هرچه ردپای بیشتری روی محور X باشد، حجم معاملات بالاتر است. وقتی قیمت در زمان دیگری مجدداً از یک سطح خاص بازدید میکند، ردپای (حرف) دیگری در آن سطح قیمتی اضافه میشود.
برای سادهسازی، فعلاً اندازه تیک (tick size) را در نظر نمیگیریم.
تمام مقالات و مطالب آموزشی من رایگان است و همیشه رایگان خواهد ماند. من از طریق معاملهگری به اندازه کافی درآمد دارم و ترجیح میدهم از پول خود برای لذت بردن از زندگی استفاده کنید، به هر معنایی که برای شما دارد.
۴. ناحیه ارزش یا VA (Value Area)
همانطور که درباره منحنی زنگولهای نوشتم، به انحراف معیار اشاره کردم.
خب، ناحیه ارزش دقیقاً همان +/-1 انحراف معیار از میانگین است. اندازه VA معمولاً روی ۷۰٪ تنظیم میشود.
هر چیزی بالاتر از آن به عنوان Value Area High (VAH) (مقدار معمولاً روی ۱۵٪ تنظیم میشود) و Value Area Low (VAL) (مقدار معمولاً روی ۱۵٪ تنظیم میشود) تعریف میشود.
ناحیه VA با رنگ آبی و VAH/VAL با رنگ سبز مشخص شدهاند.

۵. نقطه کنترل یا POC (Point of Control)
نقطه کنترل، نقطهای است که بیشترین فعالیت معاملاتی در آن رخ داده است. به زبان منحنی زنگولهای، همان میانگین است.
POC با رنگ قرمز، هم در قیمت و هم به صورت یک نوار در پروفایل مشخص شده است.
POC اغلب به عنوان آهنربایی برای قیمت عمل میکند و در جلسات آینده به عنوان حمایت یا مقاومت محتمل ظاهر میشود. اینجاست که بازار منصفانهترین قیمت را بر اساس حجم پیدا کرده است، بنابراین معاملهگران برای چرخشها (rotations) یا شکستها آن را به دقت نظر زیر دارند.
۶. تعادل اولیه یا IB (Initial Balance)
تعادل اولیه، محدوده قیمتی ۲ دوره اول است (به طور کلی، ۲ دوره ۳۰ دقیقهای که در مجموع ۱ ساعت میشود).
در اینجا IB به صورت یک نوار عمودی سفید در سمت چپ پروفایل مشخص شده است. این نوار به محدوده دورههای A و B اشاره دارد.
این محدوده اولیه، جهتگیری جلسه را تعیین میکند و قاطعیت زودهنگام خریداران یا فروشندگان را نشان میدهد. یک تعادل اولیه عریض ممکن است نشاندهنده نوسان در پیش رو باشد، در حالی که یک تعادل اولیه کمعرض پیشنهادکننده تثبیت و رنج شدن (consolidation) است. این یک مرجع کلیدی برای سنجش جهت درونروزی (intraday) است.
۷. پرینتهای تکی (Single prints)
پرینتهای تکی، سطوحی از قیمت در پروفایل هستند که تنها یک TPO (یا یک حرف تنها) در آنها ظاهر میشود، به این معنی که بازار سریعاً و بدون بازگشت مجدد از آن ناحیه عبور کرده است. آنها اغلب نواحی عدم تعادل، مانند فشار خرید یا فروش سریع را برجسته میکنند و میتوانند هنگام بازگشت قیمت، به عنوان نواحی حمایت یا مقاومت آینده عمل کنند.
پرینتهای تکی با رنگ بنفش مشخص شدهاند.
۸. سقفهای ضعیف و کفهای ضعیف (Poor highs, poor lows)
سقفها و کفهای ضعیف به بالا یا پایین پروفایلی اشاره دارند که در آن ساختار بدون تشکیل «دم» (tail) باریک میشود و فاقد تجمع ضخیم فعالیت است. این موضوع نشاندهنده قاطعیت ضعیف از سوی خریداران (در سقفها) یا فروشندگان (در کفها) است و اغلب سیگنالی برای بازگشتهای محتمل یا شکستهای ناموفق محسوب میشود، زیرا بازار آن مقادیر حد نهایی را نپذیرفته است.
یک کف ضعیف در جلسه نیویورک. توجه کنید که چگونه این کف ضعیف در جلسه بعدی زده شد؟
۹. کشیدگی (Kurtosis) و ایده دمها (Tails)
کورتوسیس یا کشیدگی، «میزان وجود دم» در توزیعِ یک مارکت پروفایل را اندازهگیری میکند: کشیدگی بالا به معنای دمهای ضخیمتر با حرکات قیمتی شدیدتر و قلهای تیزتر است که نشاندهنده جلسات پرنوسان یا روندی است؛ در حالی که کشیدگی پایین، دمهای باریکتر و پروفایلی تختتر را نشان میدهد که پیشنهادکننده معاملات متعادل و رنج است. دمها در پروفایل نشاندهنده آن نواحی پرت هستند که قیمت تا آنجا امتداد یافته اما در آنجا باقی نمانده است، و اغلب نقاط پسزدگی (rejection) را آشکار میسازند.

۱۰. دمهای خرید و دمهای فروش (Buying tails and selling tails)
دمهای خرید و دمهای فروش، امتدادهای پرینت تکی در پایین (خرید) یا بالای (فروش) پروفایل هستند. یک دم خرید نشان میدهد خریداران تهاجمی در کفها وارد شدهاند تا قیمتهای پایینتر را پس بزنند که اغلب سیگنالی از بازگشت محتمل به سمت بالا است. برعکس، یک دم فروش در سقفها نشان میدهد فروشندگان بر خریداران غلبه کرده و قیمتها را به پایین فشار دادهاند که به ادامه روند نزولی اشاره دارد.
متوجه دم فروش در جلسه لندن شدید؟ فروش بسیار تهاجمی بود و یک عدم تعادل ایجاد کرد. بعداً یک کف ضعیف تشکیل داد (که تایید بیشتری به ما داد) و جلسه بعدی دوباره به سطح دم فروش بازگشت.
۱۱. اختصارات (Acronyms)
در اینجا لیستی از اختصاراتی را پیدا میکنید که معمولاً در تحلیلهای مارکت پروفایل استفاده میشوند. از شما میخواهم آنها را حفظ کنید زیرا به خاطر روان بودن متن، در آینده آنها را توضیح نخواهم داد. از این مقاله: TPO (Time Price Opportunity)، POC (Point of Control)، VAH (Value Area High)، VAL (Value Area Low). سایر موارد رایج:
- VA (Value Area / ناحیه ارزش)،
- pdLow/High یا همان pdH/pdL (کف/سقف روز قبل)،
- IB (Initial Balance / تعادل اولیه، یا همان Opening Balance)،
- HVN (High Volume Node / گره حجمی بالا)،
- LVN (Low Volume Node / گره حجمی پایین)،
- ONH (Overnight High / سقف شبانه)،
- ONL (Overnight Low / کف شبانه)،
- VPOC (Volume Point of Control / نقطه کنترل حجمی)،
- Naked POC (POC دستنخورده از جلسات قبلی).
راستی، تمام اسکرینشاتها از وباپلیکیشن Kiyotaka گرفته شدهاند. این یک برنامه وب خوب و رایگان برای نمودارارزی TPO است. اندیکاتورهای آنها فوقالعاده است و تیم آنها به صورت روزانه آپدیتها را ارائه میدهد. تا دفعه بعد