مجموعه مارکت پروفایل - بخش ۲
۰. پیشگفتار
در این مقاله تلاش میکنم به درک پایهای از حراجها (Auctions) بپردازم و با این فونداسیون، میتوانیم برخی از الگوهای پایهای تعادل اولیه (Initial Balance یا IB) را که برای دیتردینگ (Day Trading) فوقالعاده مفید هستند، درک کنیم.
به زبان ساده، تعادل اولیه (IB) همان محدوده قیمتی در طول دو دوره زمانی اول (A و B) است.
چرا به دیتردینگ اشاره میکنم؟ چون فکر میکنم این همان تایمفرمی است که مارکت پروفایل (Market Profile) در آن درخشش بیشتری دارد. و زمانی که روی پروجکشنها معامله میکنید، محق بودن در کوتاهمدت بسیار آسانتر از میانمدت و بلندمدت است. سر و صدای زیادی در کریپتو توییتر (CT) وجود دارد و دیدگاههای صعودی و نزولی در همه جا به چشم میخورد.
وقتی دیترد میکنید، میتوانید تا حد زیادی آنها را نادیده بگیرید. منظورم این نیست که باید روندهای بزرگ را نادیده بگیریم، بلکه باید خود را از روایتهای «گاوی» و «خرسی» جدا کنیم. آنها از یکی از نقاط ضعف ذهن انسان سوءاستفاده میکنند: تایید سوگیری (Validation of bias).
هرچه خواسته شما بزرگتر باشد، نیاز به تایید نیز بیشتر است. زمانی که از این موضوع جدا شوید و متوجه شوید که تنها کافی است روی یک سوگیری کوچک (مثلاً کوتاهمدت) درست عمل کنید، میتوانید تنفس همراه با بازار را آغاز کنید. شما اینجا نیستید تا آرزو کنید یا امید داشته باشید. شما باید با بازار یکی شوید.
شما اینجاهاید تا آنچه در حال رخ دادن است را بخوانید، محتملترین حرکت را درک کنید و در سریعترین زمانِ منطقیِ ممکن، پوزیشن بگیرید. در حالت ایدهآل، همچنین میخواهید به محض رسیدن به تارگت خود، در سریعترین زمان ممکن خارج شوید. اگر پیشبینی یک حرکت ۲ درصدی به نفع خود را در یک معامله کردهاید و به آن نقطه رسیدهاید، خارج شوید یا حجم را کم کنید (Scale down).
اگر قیمت به حرکت خود ادامه داد، دوباره وارد نشوید. این حرکت فراتر از پیشبینی شما بوده و احتمالاً دلیلی دارد. فردا هم بازار سر جای خود خواهد بود. و اگر از حرکات پرریسک اجتناب کنید، پول شما هم فردا سر جای خود خواهد بود.
۱. کمی زمینه و فضا
برای درک کامل معاملهگری با مارکت پروفایل، باید سه نقطه را در درک خود نهادینه کنید:
۱. قیمت، یک مکانیسم تبلیغاتی برای فرصت است،
۲. زمان، هر فرصت را تنظیم و کنترل میکند،
۳. حجم، میزان موفقیت هر حراج را اندازهگیری میکند.
قیمت و حجم به ما میگویند چه کسی تمایل دارد یا ندارد کالا/دارایی خود را در یک ارزش مشخص واگذار کند. اکثریت قریب به اتفاق، نزدیک به همان ارزش معامله خواهند کرد، در حالی که اقلیتی تمایل دارند تا حد امکان دورتر از آنچه اکثریت به عنوان ارزش منصفانه (Fair Value) درک میکنند، معامله کنند.
اما ارزش منصفانه چیست؟
ارزش منصفانه بر اساس اجماع است و از منظر دیتردینگ، شناسایی آن آسان است: قیمتی است که اکثر معاملهها در آن رخ دادهاند - اغلب در داخل VA (۷۰٪ معاملهها) و به طور مشخصتر، POC.
POCها با یک نوار قرمز مشخص شدهاند.
نقطه POC به طور خودکار در هر ابزار حرفهایِ مارکت پروفایل تولید میشود.
اگر میخواهید به چارتهای رایگان مارکت پروفایل دسترسی داشته باشید، @kiyotaka_ai را امتحان کنید. تمیز، کاملاً قابل سفارشیسازی و استفاده از آن رایگان است.
هر زمان که قیمت از ارزش منصفانه/POC فاصله بگیرد، شرایط برای شروع یک حراج فراهم میشود.
گاوها و خرسها وارد گود میشوند و حجم (فعالیت پیشنهادی یا Bidding) تعیین میکند که آیا انحراف از ارزش منصفانه (بالا یا پایین) پایدار است یا خیر.
اگر در این تلاشها حجم کافی ببینیم، به این معنی است که بازیگران در حال ارزیابی مجدد دیدگاه خود از ارزش منصفانه هستند.
اگر حجم به حراج واکنش نشان ندهد، شرکتکنندگان بیعلاقه هستند و قیمت به سرعت به میانگین باز میگردد (Reverts to the mean).
بازگشت به میانگین (Reversion to the mean) این ایده است که قیمتها پس از انحرافِ بیش از حد، به مرور زمان تمایل دارند به سمت میانگین یا «ارزش منصفانه» خود بازگردند. در اصطلاحات مارکت پروفایل، اگر قیمت بدون حمایت قویِ حجم، از POC یا Value Area فاصله بگیرد، مانند یک حراج فراتر از حد رفته (Overextended) است: خریداران یا فروشندگان علاقه خود را از دست میدهند - «این دارایی خیلی گران شده است، من آن را نمیخرم» - و بازار به جایی برمیگردد که اکثر شرکتکنندگان روی ارزش آن توافق دارند؛ امری که فرصتهایی را برای معاملات Fade یا چرخشها (Rotations) ایجاد میکند.
چارتی که بازگشت به میانگین را نشان میدهد.
برای افرادی که نیاز به تجسم امور دارند: ویدیوهای زیر را تماشا کنید تا بازنمایی تصویری و ملموسی از این اصول را ببینید:
https://www.youtube.com/shorts/_zBIciWB0tw
گاهی اوقات، شرکتکنندگان میخواهند قبل از اینکه آماده پرداخت قیمت اولیه تبلیغشده باشند، مبلغ کمتری بپردازند. در اوقات دیگر، اولین پیشنهاددهندگان قیمت تبلیغشده را بدون چون و چرا میپذیرند و سایر شرکتکنندگانِ حاضر در حاشیه بازار آماده میشوند تا بلافاصله قیمت بیشتری بپردازند. آنها میترسند ارزش منصفانه بسیار بالاتر باشد، بنابراین برای ثبت پیشنهادهای خود عجله میکنند و قیمت را بالا میبرند.
این اتفاق میلیونها بار در روز در بازار رخ میدهد. شما فقط باید به آن گوش دهید.
۲. شناسایی الگوها (Pattern recognition) اگر بازار را به عنوان حراجگذار و معاملهگران را به عنوان شرکتکنندگان ببینید، همه چیز باید منطقی به نظر برسد. این اتفاق به طور مرتب رخ میدهد و ذهن انسان میتواند الگوهای تکرارشونده را شناسایی کند. در ادامه پرتکرارترین آنها را برجسته و توضیح میدهم. قبل از اینکه عجله کنید تا این الگوها را روی چارتهای خود پیاده کنید تا حرکت بزرگ بعدی را پیدا کنید، لطفاً به یاد داشته باشید که آنها تا جایی مفید هستند که در شرایط کلیتر بازار استفاده شده و در context قرار گیرند. من این موارد را از ۲ ماه گذشته چارت $btc اسکرینشات گرفتهام - و باور کنید، اینها شفافترین الگوهایی هستند که پیدا کردم. تصاویر زیر تا حد امکان به الگوهای ایدهآلی که میتوانید در بازار پیدا کنید نزدیک هستند. بازار به ندرت تا این حد شفاف است. اما با کمی تمرین، در همان اوایل جلسه معاملاتی (Session) متوجه خواهید شد که چه رخ میدهد. همچنین، لطفاً توجه داشته باشید که این الگوها میتوانند دوطرفه باشند؛ هم به سمت بالا و هم به سمت پایین.
۳. چهار الگوی گشایش (The four openings) چهار گشایش به برخی الگوهای تکرارشونده اشاره دارند که ممکن است در طول IB و درست بعد از آن شکل بگیرند. آنها به ترتیب میزان اطمینان (Conviction)، از بیشترین به کمترین مرتب شدهاند.
گشایش و حرکت مستقیم (Open, drive)
مشخصه این گشایش، یک حراجِ سریع بلافاصله پس از بازگشایی است. هرگونه اصلاح (Retrace) کوتاهمدت است و تا زمانی که خریداران یا فروشندگان در کنترل هستند، ادامه مییابد.
دو روز Open, drive؛ صعودی و نزولی.
حراجگذار قیمت بازگشایی را اعلام میکند و شرکتکنندگان برای ثبت پیشنهادهای خود هجوم میآورند.
آیا اولین ویدیویی را که در بالا لینک دادم دیدید؟
«پیشنهاد پایه ۲.۵ میلیون، آیا ۲.۵ خریدار دارد؟»
«۲.۵ روی پیشنهاد اولیه!»
«۲.۵۵»
«۲.۶۰ خریدار دارد؟»
«۲.۶۵»
و به همین ترتیب.
این یک روز روندی (Trend day) است. بر خلاف روند معامله نکنید (DO. NOT. FADE).
گشایش، تست و حرکت (Open, test, drive)
این حرکت اطمینان (Conviction) کمتری را نشان میدهد و شرکتکنندگان تلاش میکنند قیمت را در یک جهت خاص هدایت کنند تا ببینند آیا معاملهای در آنجا انجام میشود یا خیر، و سپس به سرعت جهت معکوس را برای یک رالی طی میکنند.
قیمت به سرعت سقف یا کف جلسه را ثبت میکند، سپس به سرعت تغییر جهت داده و تمام مسیر را تا سمت مقابل IB طی میکند. معمولاً حجم چاپشده در پرینت کمعرض (Thin) است، بنابراین نوسان قیمت سریع است.
دو روز نزولی با الگوی Open, Test, Drive.
نگاهی به ویدیوی دوم بیندازید:
«۴۰۰ هزار خریدار دارد؟»
آقای رديف اول میگوید «۱۰۰ هزار»، و حراج به سرعت شروع میشود.
«۱۰۲.۵»
«۱۵۰»
«۱۷۰»
«۲۰۰ خریدار دارد؟»
و به همین ترتیب.
باز هم روند واضح است، پس سعی نکنید بر خلاف آن معامله کنید (Fade). در جهت بازار معامله کنید.
گشایش، ریجکشن و بازگشت (Open, rejection, reverse)
اولین باری که الگوی Open, rejection, reverse را دیدم، نتوانستم آن را هضم کنم. در نهایت بسیار شبیه به Open, test, drive به نظر میرسد.
اما با گذشت زمان متوجه شدم که تفاوت در ظرافتها نهفته است.
سه روز مختلف از روند صعودی با الگوی Open, Rejection, Reverse.
الگوی Open, rejection, reverse در مقایسه با مثال بالا، اطمینان ضعیفتری را نشان میدهد. دم (Tail) کمی ضخیمتر، نوسان قیمت کمی کندتر و پروفایل کمی شلختهتر است.
خیلی سخت نگیرید، فقط در نظر داشته باشید که پس از اولین ریجکشن، ممکن است مدتی طول بکشد تا روند شکل بگیرد. با این حال، برخی از نشانهها (به عنوان مثال، ریجکشنهای متعدد با کفهای بالاتر) ممکن است به شما کمک کند این موضوع را زودتر از دیگران درک کنید.
همچنان یک روز روندی است. معامله بر خلاف آن به مسئولیت و ریسک خودتان است.
گشایش و حراج نوسانی (Open, auction)
قیمت باز میشود و در یک محدوده (Range) معامله میشود. این تعریف دقیق یک روز پرنوسان و رِنج (Choppy day) است.
توجه کنید که چگونه قیمت در طول روز به طور مداوم رِنج میزند. این پروفایلها روی محور y کوتاه هستند (حدود ۱-۲٪ روی $btc).
قیمت تلاش خواهد کرد به میانگین بازگردد (Revert to mean).
ممکن است یک روند خفیف صعودی یا نزولی وجود داشته باشد، اما خودتان کار را میدانید.
زمان حرکت خرهچنگوار (Crab time / بازار رنج).
اگر یک اسکالپر حرفهای هستید، الان زمان درخشش شماست.
اگر نه، از این بازار دور بمانید.
بررسی کنید که آیا میتوانید هر یک از این الگوها را در روزهای قبل شناسایی کنید یا خیر، و همچنین حدس بزنید که الگوی IB چه میتواند باشد. یک آلارم برای ۲ ساعت پس از شروع جلسه معاملاتی (۴ دوره ۳۰ دقیقهای: A، B، C و D) به عنوان ددلاین تنظیم کنید و سعی کنید آن را در آن بازه زمانی ثبت و یادداشت کنید.
هنوز بر اساس آن معامله نکنید، فعلاً فقط چشم و ذهن خود را تمرین دهید. ببینید طی یک هفته چند مورد را میتوانید تشخیص دهید. تا دفعه بعد.